آخرین مطالب سایت :

سامانه پیام کوتاه قبیله منتظر:

  • 30008800444313

آزادگى‏ امام حسین (علیه السلام)

 آزادگى‏ امام حسین (علیه السلام)

 

 

از بارزترين ويژگى‏ هاى شخصيتى حسين بن على (عليه السلام) آزادگى و رادمردى است. امام حسين (عليه السلام) تن به ذلت نداد، زير بار ستم نرفت و در برابر زورمداران مردانه تا پاى جان ايستاد.

پس از روى كار آمدن يزيد احساس كرد كه ارزش‏هاى اسلامى و انسانى رو به نابودى است و دريافت كه هرگاه بوزينه ‏باز و شرابخوار و هوسرانى چونان يزيد بر منبر اسلام بالا رود چراغ دين و ديندارى بى ‏فروغ مى ‏شود، از اين رو در نخستين واكنش نسبت به اعلام بيعت مردم با يزيد، با اشاره به همين نكته اساسى به مروان حكم فرمود:

هرگاه زمام امور جامعه اسلامى به دست كسى چون يزيد بيفتد، فاتحه اسلام را بايد خواند.

به برادرش محمّد حنفيّه نيز، كه وى را دعوت به مسالمت مى ‏كرد، فرمود:

چنانچه در همه جهان هيچ پناهگاهى نيابد، باز هم زير بار بيعت با يزيد نخواهد رفت. (1)

امام حسين (علیه السلام) كه در خاندان وحى تربيت يافته بود، هرگز نمى ‏توانست براى حفظ مصالح و منافع شخصى خود، شاهد پامال شدن هدف‏هاى رسالت باشد؛ چنان كه فرموده است:

ما خاندان پيامبر و كان رسالت و محل آمد و شد فرشتگانيم. خداوند با ما آغاز كرد و با ما به پايان برد. كسى چون من با يزيد، اين مرد فاسق و مى‏ گسارى كه به ناحق خون مى ‏ريزد، بيعت نمى‏ كند. (2)

در جريان قيام و نهضت نيز شأن آزادمردى خويش را پاس مى ‏داشت. هنگام حركت از مدينه به مكه به وى پيشنهاد شد كه او نيز مانند پسر زبير بيراهه را در پيش گيرد، ولى آن حضرت فرمود:

به خدا سوگند از اين راه بيرون نمى ‏روم تا آن‏كه خداوند هر چه‏ بخواهد مقدر سازد.

روزى هم كه حُرّ راه را بر او بست و گفت كه به خاطر خدا جانش را حفظ كند كه اگر بجنگند يكجا كشته مى ‏شوند، فرمود:

آيا مرا از مرگ مى ‏ترسانى؟ مى ‏پندارى كه با كشتن من آسوده‏ خاطر مى ‏شويد؟ منطق من، منطق آن برادر اوسى است كه قصد يارى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را داشت ولى پسرعمويش او را از مرگ بيم مى‏ داد و او در پاسخ گفت: من مى ‏روم، زيرا تا هنگامى كه نيت جوانمرد حق باشد و در راه اسلام بجنگد، مرگ برايش ننگ نيست؛ من جان خويش را تقديم مى ‏كنم و خواهان بقاى آن نيستم. تا آن‏كه دو سپاه كوچك و بزرگ به ميدان كارزار درآيند؛ اگر زنده بمانم پشيمان نيستم و اگر كشته شدم نكوهشم نكنند؛ مرد را پستى همين بس كه زنده باشد ولى فرمان زور ببرد!

دشمن سپاهى بزرگ داشت و گروه كوچك ياران حسين در برابر آنان اندك مى‏نمود، ولى فرزند على آن گروه انبوه را هماورد خويش نمى‏ ديد، چرا كه مردمانى پست و فرومايه بودند و براى ارزش‏هاى والاى انسانى هيچ‏گونه حرمتى قايل نبودند. اين بود كه با مشاهده رفتار ناجوانمردانه آنان برآشفت و فرمود:
«انْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَكُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا أَحْراراً فِى دُنْياكُمْ ...» «اگر دين نداريد و از رستخيز نمى‏ هراسيد در دنيايتان آزاده باشيد ...» (3)
 

 

 

پی نوشت ها:
(1). اعيان الشيعه، جلد 1، صفحه 588.
(2). الملهوف، صفحه 98.
(3). الملهوف على قتلى الطفوف، صفحه 171.

 

منبع:

پژوهشى پيرامون شهداى كربلا، صفحه 43




  • تاريخ: 28 مهر 1395
  • نويسنده: sadra
  • دسته بندی: ائمه اطهار و انديشه هاي اسلامي / ائمه اطهار عليه السلام / امام حسين عليه السلام

  • برچسب ها:

    مطالب مشابه:

    ارسال نظر

    عکس خوانده نمی شود
    • ??????? ????
    • ????? ?????
    • ???? ?????
    • ??????
    •  ?????????
    • ?????? ??? ??????
    • ???????
    • ????? ??? ???? ????
    • ????? ?????
    • ??? ??? ? ???? ?????
    • ???????
    • ???? ??? ??????? ? ?????? ?????
    • ???? ?????
    • ????? ????? ? ????
    • ????? ????? ? ?????
    • ????????
    • ????? ? ??????? ??
    • ??? ?????
    • ??? ?????
    • ??? ? ??????

     

     

    http://qm313.com/upload/1353725842.gif http://qm313.com/upload/1390813800.jpg

    قبيله منتظر

     

     

    http://qm313.com/upload/1391111430.jpg http://qm313.com/upload/1390769457.jpg